logo-mini

زمزمه کرامت

Scan10029
مناسب است در این فرصت به گوشه هایی از خصوصیات اخلاقی آن شهید والا مقام که هر کدام به تنهایی، آدمی را در برابر عظمت روح وی به کرنش وا می دارد، اشاره کنیم.
آیینه اخلاص

سرمایه اصلی شهید صبائی ، صداقت و اخلاص در عمل بود; در عمل چنان بود که هیچ کس از شاگردان و دوستان و خانواده ، از وی سخن یا عملی که شائبه ریا و عدم اخلاص داشته باشد، سراغ ندارند.خود چنان بود که بارها وبارها در درس های اخلاق خویش در روزهای شنبه و پنج شنبه، دیگران را بدان سفارش می کرد: « اخلص العمل فانّ التاقد بصیر»; عملت را خالص کن که ارزیاب ، به حقیقت آگاه و تیزبین است و چیزی را فرو نمی گذارد.
ان گونه بود که کسی از وی تعریف نفس ندید و نشنید و مردمان شهرستان ساوجبلاغ را در یاد نیست که از ایشان قولی یا قدمی در راستای مطرح کردن خویش دیده یا شنیده باشند.
چنان در خدمت مردم و جامعه بود که گویی جز به ایشان نمی اندیشید و جز کاهش درد ایشان هدفی نداشت. همانند مولایش ، آشکارا به ایشان مهر می ورزید و مخفیانه به فقرا و نیازمندان خدمت میکرد. با کرامت و بزرگواریف مراجعین را پاسخ می گفت و در جلب رضایت و خشنودی ایشان ، بسیار محتاط و حساس بود.
گمنام زیست و بی هیاهو; نام اوریش در گمنامی اوست. بر آن بود تا فارغ از نام ونشان باشد و این چنین زیست; تا ان که خدا آوازه اش را در گوش زمان پیچاند.

تجلی زهد

بی گمان زهد را در شکر و سپاس داشته ها و چشم پوشی از رفته ها می دانست.از ان چه داشت ، سود می جست و بر ان چه رفته بود، شکر می گذاشت. عمل به واجبات و ترک محمات را کمال زهد می دانست و به آن چه می دانست عمل می کرد و آن چه را ناتوان از عملش بود، ناگفته فرو می گذاشت ; زیرا نمی خواست مصداق گوینده بی عمل باشد.
به دنیا و مظاهر فریبنده اش بی اعتنا بود و به اخرت و به بازخواست دادگری که ریز و درشت را به شمار می اورد و بر ترازو می نهد، می اندیشید.
تقوا را در عمل و اندیشه اش به نمایش می گذاشت و از انانی نبود که در خلوتگاه خویش نماز دیگر می خوانند و کاری دیگر به جا می اورند.
علم و عملش یکی بود و هرگز در پی نان و نام نبود. دو رویی نداشت و نامردمی در قول و عملش دیده نشد. مردی بود که تنها کلامش حق بود و جز به حقیقت سخنی نمی راند.
از خصوصیات بارز ایشان ، اعتقاد راسخ در عمل به آیه شریفه« انما الحیاه الدنیا لعبو لهو» بود و در سراسرزندگی به ویژه در دوران مسئولیت اقامه نماز جمعه در ساوجبلاغ، این آیه را نصب العین خویش قرار داده بود.از این رو هرگز در دام نام و نشان نیفتاد و از مردم و مردمی بودن دور نشد.
درون و برون منزل آن شهید، مظهر سادگی، بی پیرایگی و عدم توجه به ظواهر فریبنده دنیوی بود.اتاق مخصوص ایشان ، سرشار از عطر دلنشین همنشینی با ایشان همراه می شدند و ندای «سبّوح قدوس ربّ الملائکه و الروح» را زمزمه می کردند. دیوارهایش هنوز زمزمه«لا اله الا الله»بر می دارد و واگویه زمزمه آن روح قدوسی است.. در این اتاق کوچک ، هنوز پژواک صلوات را ، فرشتگان بر گوش دل های عاشقان اهل بیت می خوانند تا یادآور زمزمه های شبانه مردی باشند که سالیانی دراز آن را به دفعات تکرار کرده بود.
بی چشم داشت به دنیا می زیست و بی چشم داشتی از مردم به آنان خدمت می کرد.
هرگز کسی به یاد ندارد که ایشان خواسته ای دنیوی از کسی داشته باشد.
دنیا در دل و چشم او جایی نداشت و چشم روشنی او نماز و اخلاص و عمل برای خدا بود. هر گامی که بر می داشت ، به یاد زهرای مرضیه (ع) وجه الله را نصب العین خویش قرار می داد و به شیوه اسوه حسنه، رضای خدا را می جست. به همین دلیل دنیا در نظرش پست و دون بود و دل خوش داشتن به مسائل دنیوی از نان و نام را کوته فکری می پنداشت.

مسئولیت پذیری

مومن واقعی،مسئول است و مسئولیت پذیر. او چشم و گوش و زبان و دلش را بازخواست می کرد، پیش از آن که از سوی خداوند بازخواست شود . این گونه بود که در همه چیز، اصل وظیفه و مسئولیت را مقدم می داشتو در حفظ و عمل به مسئولیت خویش ، کوتاهی نمی کرد. خود را امین می بایست نخست امانت الهی را بازگرداند تا بتواند امانت دار مردم و امین جان و مال و عرض ایشان باشد.
دقت ایشان در حفظ و نگه داری بیت المال همانند جان و عِرض مردم مثال زدنی است . به ندرت بر سفره بیت المال می نشست. وی در مدت ۱۳ سال مسئولیت امامت جمعه تنها یک بار از سفرهوایی بهره مند شد تا استان امام رضا(ع) سر بر آستانه و درگاه ایشان بساید و خاکش را سرمه چشم خویش سازد.
اهل سفر بود و بسیار سفر می کرد. اما مقصد سفرش عشق به حسینیان زمانه و عاشوراو کربلای ایران بود.بارها به مناطق جنگی رفت و با حضور چند ماهه در کنار رزمندگان اسلام ، عشق خود را به حسین و حسینیان زمانه نشان داد. از فرات محبت نوشید و از دجله عشق گذشت و بر شطّ ایمان و عمل نشست و به دریای وحدت پاکی و صداقت در آمد. قطره شد و در یم وجود غرق شد.بارها در پاسخ و درخواست طلاب و شاگردان ، جهت عزیمت به قم این نکته را یاد آور می شد که وقت و امکانات من ، از ان این مردم است و نمی توانم برای آسایش چند روزه دنیا، جای دیگری بروم. از این رو به قم نرفت و در خدمت مردم شریف و شهید پرور ساوجبلاغ ماند.
روح عبودیت و آوای بندگی
او روحی آسمانی داشت که از آب عشق بندگی سیراب شده بود. ترانه اش ، آورد آسمانی و آهنگش، شرشر شهادت یزدانی بود.آن چنان انس و ارتباطی با خدا و قرآن و نماز و ادعیه داشت که هیچ وقت دلتنگی و خستگی را احساس نکرد.چنان با قرآن همنشین می شد که تا جانش سیراب نمی شد، از کنار سفره آن دریا و سفره آسمانیبر نمی خاست. با هر تلاوتی اوج می گرفت و با هر آیه ای به کمال می رسید. جانش را هرگز تشنه نمی گذاشت و با ادعیه م منناجات می پروراند. سیراب از عشق سرمدی بود. خستگی و تنهایی برای او معنا نداشت و لحظه ای را به بیکاری فرو نمی گذاشت. همواره با قرآن و دعا می نشست و بر می خاست.
شب زنده داری ، رسم همیشگی او بود. در قول و عمل، دیگران را به اقامه نماز شب و تهجّدشبانه می خواند و بر این باور بود که «شرف المومن قیام اللیل » . نماز شب، مایه شرافت مومن است. این گونه بود که حتی در آخرین لحظات عمر شریفش، اطرافیان را به نماز شب و مناجات شبانه سفارش می کرد.
ناله های نیمه شب آن شهید سعید ، عطر و بوی خاصی به منزل و اتاق ایشان می بخشید و مشعل فروزانی برای هدایت و نفوس جوانان مستعد بود. سیمای نورانی و سکوت پر رمز و رازش پیام خشوع و خضوع و نماد بندگی و عبودیت . مصداق کلام عیسی روح الله بود:
«عالم کسی است که دیدارش ، مردمان را به یاد خدا آورد».
بی گمان هر کس در او می نگریست، خدا را به یادش می انداخت و دنیا را از خاطرش می زدود.
بسیار قرآن می خواند که می گویند .« در هر تلاوت ، قربی است». هر ماه چند بار قرآن را ختم می کرد و بر این کار مداومت داشت. او هر وظیفه ای را به کمال و تمام در زمان خود به جای می آورد و حق امری را به دیگری فرو نم گذاشت و چیزی را فدای چیزی نمی ساخت. این گونهبود که مصداق نظم در امور بود و انتظام و انضباط را فراموش نمی کرد. یاد خدا را همواره در حضور نگه می داشت.

آیینه همدلی

با بی نوایان، همدل بود، درد ایشان را می شناخت و هم درد ایشان بود. از کارهای روزانه اش همدردی با مستمندان و دستگیری از نیازمندانبود. منزل ایشان دمی بر روی نیازمندان و پرسشگران بسته نبود. خود به دستگیری نیازمندان به مهر و عطوفت قیام می کرد و به پیروی از سرور و سالار شهیدان ، بر این باور بود که « نیاز مردم به انسان، نعمتی از جانب خداست»این گونه بود که بر این نعمت سپاس می گذاشت و سپاسگذار مراجعانی بود که این نعمت را به در خانه اش آورده اند.توجه او به کرامت انسانی به اندازه ای بود که افراد نیازمند هنگام مراجعه به هیچ وجه احساس شرمندگی نکنند و خاطرشان آزرده نشود.

غنیمت شمردن فرصت

وقت را غنیمت می شمرد و به بهترین وجه از آن بهره می برد.وقت را گران مایه تر از زر می دانست که آن به دست می آیدو این از دست برود. به پیروی از قرآن و سنت پاک و والای اهل بیت (ع) حتی در نگاه کردن بخل می ورزید تا بیهودهنگاهی نکند، زیرا بر این باور بود که هر نگاهی که در آن عبرت و پندگیری نیست، بیهوده و لهو است.
می گفت: مجاز به برخوردسرسری و سطحی با اوقات خویش نیستیم. از این اوقات خویش را صرف مطالعه،نگارش یا پاسخ گویی به نیازهای مردم می کردو یا به عبادتو قرائت قرآن و ادعیه می پرداخت.
مطالعه و ممارست در کتب روای، تفسیری و ادعیه ماثور، از ایشان دایره المعارف سیار و متحرکی ساخته بود که به آسانی به همه پرسش ها و شبهات پاسخ می داد و کسی را بی پاسخ نمی گذاشت.

تربیت نخبگان و آموزش عاشقان

در تربیت و آموزش عاشقان اهل بیت(ع) ، کوشش بی پایان داشت. تاسیس مدرسه علمیه در شهرستان ساوجبلاغ در حالی انجام پذیرفت که ۲۰۰ سال اخیر حتی یک روحانی بومی در این منطقهبا بیش از سیصد هزار نفر جمعیت وجود نداشته است.
آثار این حوزه ، تربیت نخبگان و آموزش عاشقانی است که همواره مدافع حقانیت اهل بیت عصمت و طهارت(ع) بوده اند و مردم را به سوی نورانیت، هدایت و رهنمون اند.
ایشان که پیش از انقلاب اسلامی از اساتید دروس سطوح عالی حوزه علمیه قم بود، با تواضع و فروتنی خاص در مدرسه نوبنیاد هشتگرد، از مقدمات تا سطح و سپس سطوح عالی تدریس کردندو با صبر و حوصله ای مثال زدنی، دانشجویان علم و حقیقت را در رفع نیازهای روحی و علمی یاری می رساندند.
دروس اخلاق ایشان برای طلاب از چنان طراوت و حلاوتی خاص برخوردار بود که آثار فراوان و عمیقی در رفتار و گفتار شاگردانش بر جای گذاشت.

پاسخ گویی به پرسش های دینی

ارائه مشاوره دینی از جایگاه یک عالم وارسته، پاسخ به پرسش ها و شبهات فکری و اعتقادی، راهنمایی طلاب بزرگوار در دورانزندگی پر برکت خویش بر آن مداومت داشت.ایشان خود در تمام ساعات شبانه روز بی هیچ گونه چشم داشت و ناراحتی ، به پرسش های تلفنی مردم پاسخ می داد و به طلاب و دانش جویان دینی اش آموخت که وظیفه عالم دینی، نخست روشنگری و پاسخ گویی به مسائل دینی و مشاوره است.

فعالیت اجتماعی

فعالیت های اجتماعی آن شهید، محصول روح با صفا و روان پاک ایشان بود و سرمایه اصلی او در این زمینه ، اخلاص بالا و والای انسان ساز و تحول آفرین بود.تقوا را در میانعمل اجتماعی به نمایش می گذاشت و عشق با خدا را در خدمت به مومنان تجربه می کرد.
از این رو بسیار مردم دار و مردم دوست بود. جان مایه زندگی اش ، جامعه بود و جامه تنش ، محبت جامعه.
حضورش در شهرک خور ، نمونه ای از این عشق پاک و اخلاص در عمل اجتماعی اوست. محصول حضور ایشان تربیت جوانانی برومند و مخلص است که تعداد زیادی از آنان به خیل عظیم و نورانی شهداء پیوستند. این شهرک به برکت فعالیت آن شهیدعزیز، از جهت اعزام نیرو به جبهه و تقدیم شهداء در ایام دفاع مقدس، به عنوان شهرک نمونه استان تهران شناخته و معرفی شد.

وحدت خواهی

ایجاد اتحاد و همدلی در میان نیروهایانقلابی در طی سالیان نخست انقلاب و دفاع مقدس در منطقه و شهرستان ساوجبلاغ ، از آثار وجودی آن شهیدگرامی بود. در سالهایی که در بسیاری از شهرها مسایل جناحی و حزبی عامل تفرقه نیروهای انقلابی بودو بسیاری از نیرو و توان نیروهای مردمی در این مسیر به هدر می رفت، تلاش های آن عزیز موجب شد تا همه نیروهادر مدار وحدت و اتحادقرار گیرند. تامین بخش مهمی از منابع مالی لشکر ۱۰ سی الشهداء(ع) از سوی مردم منطقه، دلیلی روشن از این تلاشهای وحدت بخش و تاثیر گذار بوده است.

احیای سنت وقف

سنّت وقف، یکی از سنّت هایمهم و تاثیر گذار اقتصادی است که می تواند سرمایه ها را به سوی فعالیت های عمومیو عام المنفعه هدایت کندو گردش سرمایه را در راستای مصالح عمومی جامعه تنظیم کند.
تلاش های آنشهید موجب شد تا سنت وقف در منطقه احیا شود و افراد نیکوکار و خیّر، برای وقت بخشی از سرمایه خویش تشویق شوند. نتایج و پیامد این کار، ایجاد پشتوانه های پایدار برای فعالیت های اقتصادی عمومی بود. با تلاشهای آن شهید سعید، استقلال مالی حوزه علمیه از طریق موقوفات رقم خوردو کارهای مهم و فراوان اقتصادی دیگری در شهرستان انجام گرفت.